خیلی از بچهها وقتی بزرگ میشوند به پدر و مادر خود میگویند لطفاً کلید ماشین را بدهید میخواهم با ماشین، دوستانم را بیرون ببرم، دوری بزنم؛ ولی معمولاً چه اتفاقی میافتد؟
پدر و مادر میگویند تا وقتی گواهینامهی رانندگی نگیری از ماشین خبری نیست. یک تأییدیه، یک certificate میخواهند که بدانند شما آن توانایی را دارید تا بعد، امکانات خود را در اختیار شما قرار دهند. در خیلی از موارد دیگرِ زندگی هم همینطور است.
اگر افراد بخواهند امکاناتی به ما بدهند و سرمایهگذاری بکنند، باید بدانند که ما یک توانایی داریم و با توجه به آن تواناییِ ما سرمایهگذاری کنند.
وقتی شما کتاب مینویسید، خودِ کتاب شما عملاً یک تأییدیه، یک certificate است که باعث میشود افراد به شما اطمینان کنند و بابت آن اطمینان، روی شما سرمایهگذاری کنند.
قسمتی از کتاب یادداشت های یک ناشر
