چه زمانی برای نوشتن بهترین زمان است؟
نویسندگان مختلف هرکدام برای نگارش، شیوه و روشی مختص به خویش دارند.
بعضی از آنها صبحها راحتتر مینویسند و بعضی شبها.
بهطورکلی، هیچ قانونی دربارهی زمان نوشتن وجود ندارد ولی آنچه با تجربه ثابت شده این است
که هر چه شما بیشتر بنویسید؛ نوشتن برای شما راحتتر میشود حتی اگر این نوشتن، نگارش
خاطرات روزانه باشد.
ست گادین نویسندهی کتاب معروف گاو بنفش در پاسخ به سؤالی که از او دربارهی روش
نگارشش میشود میگوید:
«من فکر میکنم این خیلی مهم است که به این سؤال پاسخ ندهم .
اما دلیل اینکه نمیخواهم به این سؤال پاسخ بدهم این است که معمولاً تصور میشود اگر شما
با «استیون کینگ[۱]» صبحانه بخورید، میتوانید به سبک استیون کینگ هم بنویسید!
درحالیکه صبحانهی استیون کینگ هیچ ارتباطی با نحوهی نوشتن او ندارد.
عادتهایی که من دارم و در طول سالها به دست آوردهام، عادتهایی کاملاً فردی هستند
که هیچ ارتباطی به فرآیند نوشتن من ندارند. من با هزاران نویسندهی عالی ملاقات کردهام؛ آنها
عادتهای بسیار متفاوتی دارند پس هیچ ربطی بین نحوهی نوشتن و آنچه نوشته میشود وجود ندارد.
ما به خاطر ترسی که از نوشتن و رودررو شدن با صفحهی سفید داریم، سعی میکنیم که
فرآیندها و کارهای مشابه با کارهای افراد مشهور مختلف را تقلید کنیم، مثلاً لپتاپی مثل لپتاپ فلان
نویسنده بخریم یا فرآیند نوشتن را شبیه به نحوهی نوشتن همان نویسنده پیش ببریم ولی تمام این
کارها در حقیقت به تأخیر انداختن نوشتن است.
من بهجای چنین کارهایی، ترجیح میدهم به مخاطب بگویم: بنویس. فقط بنویس و منتشر کن
چون اگر منتشر نکنید، بهحساب نمیآیید.
اگر به ارائهی روزانهی مطالب خودتان عادت کنید، حتی اگر با ایمیل به ده نفر بگویید، نوشتن شما
متحول میشود و شما به نحوهی نگارشی که میخواستید؛ میرسید اما تمام کارهایی که جلوی نوشتن
شما را میگیرند، مثلاً خریدن یک بستهی ۱۲ تایی مداد سیاه «بلک وینگ[۲]»، احمقانه است، چون شما
با این کارها فقط نوشتن را به تعویق انداختهاید.»
گفتیم که نویسندههای مختلف، هرکدام بسته به عادتها و اعتقادهای خود، زمانی را بهعنوان
بهترین زمان نگارش کتاب معرفی میکنند؛ بهعنوانمثال، «وین دایر[۳]» که نویسندهی کتابهای
متعددی است در کتاب «قدرت الهام» مینویسد که اکثر آدمها تقریباً در حدود ساعت ۳ تا ۴ صبح از خواب
بیدار میشوند و در این زمان بیشترین الهامها به آنها میشود و بهترین زمان نگارش کتاب نیز همین ساعتهاست.
بد نیست گفتههای او را در این مورد عیناً نقل کنم:
«تقریباً تمام انسانها بین ساعت سه تا چهار صبح، خودبهخود از خواب بیدار میشن. خیلیها ممکنه
فکر کنن این فقط به خاطر شرایط سنّی و یا نیاز به دستشویی هست که باعث این بیداری میشه
ولی این اتفاق هر شب تکرار میشه و ساعتِ رخ دادن این اتّفاق برای خود من، ۳: ۳ دقیقهی صبح هست.
من هر شب ساعتِ ۳: ۳ دقیقه از خواب بیدار میشم.
حالا میخوام بِهتون بِگم که من از این موضوع چطور بهعنوان منبع الهام استفاده کردم.
زمانِ بینِ ساعت سه تا چهار صبح، زمانی هست که شما به منبع اصلی خودتون نزدیکتر هستید؛ مگه
غیر از اینه که این، زمانی هست که سکوت کامل بر جهان حکمفرماست و آرامترینِ زمانهاست، زمانی با
کمترین مزاحمت و حواسپرتی.
این زمانِ نزدیک به صبح، خلاقانهترین زمانِ زندگی شماست، این لحظه رُو از دست ندین، این زمانی
هست که شما از طرف منبع و خالق خودتون صدا زده میشین. سعی کنید هر طور که شده از بستر خوابتون
بیرون بیایید، این زمانی هست که مخصوصِ شماست، باید قدرت واقعی الهام رُو در این لحظه احساس کنید.
من تمام زمانی که کتابهام رُو مینویسم یا اوقاتی که با مردم دربارهی چنین مواردی
صحبت میکنم در این فکرم که این نیرو از کجا میّاد؟
میدونین، این نیرو، خداست که میگه: «تو کجایی؟ من در تمام طول روز میخوام با من باشی ولی
تو سرت شلوغه و وقتی برای من نداری، الآن تنها زمانی هست که هیچ کاری نداری و میتونی فقط
با من باشی، بیا و فقط در روحت باش، فقط الهام داشته باش، در این فضا قرار بگیر و فقط با من باش.
من ایدههایی برای زندگی بهتر به تو میدم، چیزایی به تو یاد میدم که تا حالا حتّی بِهشون فکر هم نکردی.
از این ساعتها استفاده کنید. اگه شما یاد بگیرید در زمانِ گفته شده، ساکت و آروم و در دل شب تمرکز و تفکر کنید، چیزهایی به قلم شما جاری میشه که خودتون هم متعجب میشید.»
جک کنفیلد نویسندهی مجموعه کتابهای پرفروش سوپ جوجه برای غذای روح، دربارهی زمان نوشتن خود میگوید:
«این بستگی به عادتها و زمانبندی شخصی شما دارد. من زمانی که اولین کتابم را مینوشتم
بهعنوان یک معلمِ تماموقت مشغول به کار بودم و بهترین زمانی که توانستم به نگارش اختصاص دهم؛ شبها
پسازاینکه اعضای خانوادهام میخوابیدند بود.
من پس از اینکه همه میخوابیدند شروع به نگارش میکردم و هر شب دو ساعت مینوشتم
و این رَوندِ نگارش را هر شب و بدون وقفه ادامه میدادم.»
[۱] (Stephen Edwin King) نویسندهی آمریکایی ژانر وحشت و خالق بیش از ۲۰۰ جلد کتاب.
[۲] مدادهای Blackwing اولین بار در سال ۱۹۳۰ توسط «جان اشتاین بک» و «چاک جونز» تولید شدند و از سال ۲۰۱۰ در قالبی جدید ارائه میشوند.
(Wayne Walter Dyer)[3] محقق، نویسنده و سخنران مشهور انگیزشی آمریکایی.
