در طول تاریخ، مردم از ابزارهای مختلفی برای انتقال دانش و تجربیات خود استفاده کردهاند. ممکن است در خانهی پدربزرگ یا پدر و مادر، یک دستگاه ویدیو پروژکتور یا ضبطی که کاست میخورد را پیدا کنید و کاستهای آن هم موجود باشد. در این صورت میتوانید از آن اطلاعات استفاده کنید؛ اما در خانهی خودتان به آن اطلاعات دسترسی نخواهید داشت؛ ولی کتاب در طول تاریخ برای مردم قابل استفاده بوده است. اگر یک کتاب از ۵۰۰ سال پیش به دست شما برسد هنوز میتوانید آن را بخوانید و از اطلاعات آن استفاده کنید و با طرز تفکر نویسندهی آن کتاب آشنا شوید.
کتاب نوشتن را جدی بگیرید، امروزه خیلی باب شده که مردم فقط اطلاعات خود را در شبکههای مجازی منتشر کنند ولی آیا صد یا دویست سالِ دیگر تلگرامی هست که مردم اطلاعاتی را که آنجا منتشر کردهاید ببینند؟!
آیا شبکهی «فیسبوک» واقعاً دویست سال بعد وجود دارد؟ کتاب، پایدارترین رسانه برای انتقال دادن اطلاعات و دانش است.
«هوشنگ مرادی کرمانی» نویسنده محبوب و معروف که از ۵۰ سال داستاننویسی او در کنفرانس آموزش زبان و ادبیات فارسی در «دانشگاه کمبریج» تقدیر شد، در کتاب «هوشنگ دوم» که یک مصاحبهی مفصل با اوست میگوید:
«در مطبوعات ما استعدادهای فراوانی وجود داشتهاند که امروز نامی از آنها نیست. رادیو و تلویزیون نیز نویسندههایی عالی داشته است که امروز کسی آنها را نمیشناسد. من «هوشنگ مرادی کرمانی» کاری که کردهام تعدادی از داستانهای «قصههای مجید» که بهصورت رادیویی پخش میشد را انتخاب و بهصورت کتاب منتشر کردم و همین باعث ماندگار شدن قصههای مجید شد. از قصههای مجید در زمان پخش از رادیو استقبال فراوانی شد اما مخاطبان آن روز من شاید امروز دیگر زنده نباشند[۱]
همچنین من داستانهای زیادی در مطبوعات نوشتهام که دیگر در دسترس خودم هم نیست اما هر کس به کتابخانه ملی مراجعه کند، میتواند کتابهای مرا بیابد. چاپ کتاب باعث شد، فیلمنامه نویسان به سراغ آثار من بیایند. بهترین روش بازآفرینی محتوا چاپ کتاب است…»
چاپ کتاب به محتواهای ما عمر جاودان میدهد. چه بسیار محتواهایی که فقط در فضای مجازی منتشر شدهاند و امروز دیگر حتی در دسترس خود نویسنده هم نیستند. حذف و از دسترس خارج شدن نوشتهها در یکی از سرویس دهندگان وبلاگ در چند سال قبل هنوز در خاطرهها هست. ممکن است تصور شود ممکن نیست این اتفاق برای سرویس دهندگان خارجی بیفتد، اما خوب است وبسایت «اورکات»[۲] را یادآوری کنم که با پشتوانهی «گوگل» به میدان آمد و امروز محتواهای عرضه شدهی آن در دسترس نیست.
به هر حال باز آفرینی اطلاعات و محتوا مربوط به دنیای دیجیتال نیست و از قدیم رواج داشته است و بهترین بازآفرینیِ محتوا تبدیلِ محتواهای عرضه شده در رسانههای مجازی به کتاب است. مثلاً «ست گادین»[۳] نویسندهی کتاب معروف و پرفروش «گاو بنفش» تقریباً از پانزده سال پیش هر روز در وبلاگ شخصی خود مطلب نوشته است. او در مصاحبهای که با سایت «کپی بلاگر»[۴] داشته دربارهی مقایسهی نوشتن کتاب و نوشتن برای رسانههای مجازی میگوید:
«برای انتقال یک تفکر، هیچ روشی مؤثرتر از کتاب ابداع نشده است. اگر شما به کسی یک کتاب بدهید، به او یک پنجرهی باز ارائه کردهاید، راهی که بتواند متفاوت فکر کند. شما با افرادی روبرو میشوید که یک کتاب خواندهاند و احساس میکنند که بسیار بیشتر از دیدن یک فیلم یا شنیدن یک آلبوم موسیقی یا خواندن یک نوشته در وبلاگ، متحول شدهاند. من هنوز معتقدم که یک کتاب میتواند با تأثیرگذاری و تواناییِ بیشتری نسبت به یک نوشته در وبلاگ یا شبکههای اجتماعی در انتقال پیام به کمال برسد. من آمار نگرفتهام، اما باور دارم که با وبلاگم به مخاطبانی ۵ تا ۱۰ برابر بیشتر از هر کتابی که نوشتهام دست پیدا کردهام؛ اما فکر میکنم اگر یکی از کتابهای مرا بخوانید، احتمال اینکه فکر شما متحول شود بیشتر از این است که یکی از مطالب وبلاگ مرا بخوانید.»
قسمتی از کتاب ۱۲۳ نکته چاپ و نشرکتاب
[۱] قصههای مجید ابتدا حدود سال ۱۳۴۷ در برنامهی خانوادهی رادیو ایران پخش میشد.
[۲] Orkut وبسایتی بر پایهی شبکههای اجتماعی بود.
[۳] Seth Godin
[۴] Copyblogger
