قسمتی از کتاب یادداشت های یک ناشر
روزی در محل حوض پرورش ماهی «سنگده» بودم و یک ماهی هم گرفتم!
اگر من فکر میکردم که به خاطر ماهی گرفتن در آن حوضچهی پر از ماهی، ماهیگیر قهاری هستم فکرم اشتباه بود. ماهی گرفتن در حوضچهی کوچکی که پر از ماهی است به تخصص چندانی نیاز ندارد ولی برای ماهی گرفتن در دریای خروشانِ واقعی و برای اینکه بتوانم در دریا ماهیگیر قهاری باشم، حتماً نیاز به طعمهی خوبی دارم و علاوه بر آن باید فنون ماهیگیری را هم بلد باشم. در دنیای واقعیِ کتاب هم موضوع به همین صورت است.
کتاب، اول باید از لحاظ محتوا خوب باشد و بعد، اصول مارکتینگ را در مورد کتاب بهخوبی انجام دهید تا بتوانید کتاب خود را بفروشید. در دنیای واقعیِ کتاب، برای هر موضوعی که شما فکر کنید کتابهای زیادی وجود دارند و اینطور نیست که بازار کتاب مثل یک حوضچهی دستنخورده باشد و شما راحت بتوانید کتاب خود را بفروشید.
باید اصول مارکتینگ را یاد بگیرید و محتوای خیلی خوبی داشته باشید؛ نه اینکه مثل من با گرفتن یک ماهی از حوضچهی کوچک پر از ماهی بهغلط احساس قهار بودن بکنید!
