theme wordpress
آموزش مهارت نویسندگی

هر کتاب روحی دارد

سال ها پیش، در سفری به رشت گذارم به کتاب فروشی دنج و جمع و جوری افتاد که کتاب دستِ دوم می فروخت. دقایقی طولانی لای کتاب ها سر چرخاندم. چشمم پشتِ جانِ شیفته بود که پولم نمی­رسید. ناچار دنبالِ چیزهايِ ارزان­تر گشتم. کتابی خریدم از نادر ابراهیمی که سرگذشت صعود به کوهی در ایران بود. در صفحه اول کتاب، صاحب قبلی یا شاید صاحب اول کتاب یاد داشتی کوتاه نوشته بود و اثر را به معشوقش هدیه کرده بود. حالا این کتاب بین باقی کتاب های کتابخانه­ ام ساندویچ شده است ولی می دانم که انرژی ای از آن ساطع می شود، روحی با آن کتاب است، چه سرگذشتی بر کتاب رفته تا به دستِ من رسیده است؟ هر چه گذشته، حالا در خانة من است، لایِ کتاب هایم، روحِ آن عاشق و معشوق با کتاب است. روحِ فرزندِ ناخلفی هم که کتاب را- احتمالأ بعد از مرگ صاحب کتاب به دستِ دوم فروشی فروخته است با کتاب است و پس از مرگ من هم بخشی از روحم با این کتاب خواهد بود. می‌دانم، خیلی خوب میدانم که حتی از حسرتِ من پیِ آن جانِ شیفتة دست دوم، انرژی ای به آن کتاب منتقل شده است و حالا کتاب دستِ هر کس باشد، بخشی از روحِ من همراهِ اوست.

هر کتاب حاملِ روح یا ارواحی ست. خود روحی ست که ارواحی دیگر را در درونش جابه جا می کند، دست به دست می کند. همین است که هر وقت به فروشگاه های کتاب دست دوم پا می‌گذارم، سینه ام سنگینی می کند و حس می­‌کنم چیزی آزارم می­‌دهد. چیزی هی بهم سیخونک می زند که من اینجام، حواست به من باشد.

کتاب ها به اندازة دست هایی که بغلشان کرده اند، به اندازه خنده هایی که بلند کرده اند، به اندازه گریه هایی که درآورده اند، به اندازه شرم هاي عاشقانه ای که موقع هدیه شدن منتقل کرده اند، به انداره تقدیم نامچه هایی که با وسواس نوشته شده اند، به این صاحبانی که مرده اند، به اندازه عاشقانی که بی خبر از عشق آینده خواندنش را شریک شده اند، به اندازه سفرهایی که رفته اند، به اندازه لحظاتی که خشمگینانه به گوشه ای پرت شده اند. به اندازه غمگینی ای که موقع فروش اجباری ساطع کرده اند، به اندازه شادمانی یا غم دست هایی که صحافی شان کرده است، به اندازه دردناکي صرف آخرین پولی تو جیبی برای خرید نشان، به اندازة شکوه ای که از خوانده نشدن دارند، به اندازة امضاي نویسنده که پایشان است، به اندازة آفتابی که خورده اند، به اندازه همه اینها و همه آنها که نگفتم، روح دارند.

پیرمرد و دریایِ من با پیرمرد و دریای تو دو روحِ متفاوت دارند و در عین حال، جایی به هم گره می خورند، شاید از یک سلسله باشند و مادرشان یکی باشد، شاید دست یک صحاف لمسشان کرده باشد، شاید از دست یک کتاب فروش گرفته شده باشند.

کتاب های کاغذی ارواح متحرك اند، هرگز متوقف نمی شوند، حتی پس از مرگ من و تو .. و چه کسی می داند؟ شاید این ارواح روزی در بهشت یا جهنم با ما محشور شوند. دوست دارید حسی منحصر به فرد را همراه این روح کنید؛ به عدد کتاب خوانان عالم راه برای این همراهی وجود دارد. انتخاب با شماست که چطور روح تازه نفسی را همراه کتابتان کنید. تصورش را بکنید، چه دنیایی از ارواح دور هر کتاب را گرفته است و هر کتاب برای خودش قصه ای دارد. اگر زرنگ باشید، فقط متن کتاب نیست که کیفورتان میکند بلکه از شنیدن  قصة ارواح هم لذت می برید.

 

 

برچسب ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *